ایمان چگونیان

ایمان چگونیان

مکتب شعاریزم در ایران
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

مکتب شعاریزم در ایران

همچین بیراه هم نمی رویم. بالاخره وقتی توی جاده قم تهران حرکت می کنیم نباید انتظار داشته باشیم که سر از لندن در بیاریم!

توی مملکت ما خیلی خشگل سخنرانی و جلسه و میتینگ برگزار میشه اصلا انگار ناف ما ایرانیها را با این چیزا بریدن. توی یه خانواده ایرانی پایه زندگی را روی شعار بنا می کنند . زن شروع به شکوه وگلایه میکنه که فلان اثاثیه خونه صدای مرگ میده و عن قریبه که از کار بیفته یا میگه که چهل ساله لباس نخریده یا اینکه ُمردم از بس رنگ میوه  وگوشت را ندیدم و مرد شروع  به سخنرانی می کنه که ببین عزیزم زندگی که اثاثیه و لباس و خورد و خوراک نیست زندگی فراتر از این چیزای مادیه!  و بعد هم کلی قول و قرار و بزک نمیر بهار میاد ... .  

از حقوقتون شاکی هستین چون تا وسطای برج هم نمیرسه. مدیر شرکت هم ادعای کارمند دوستی وکارمند پروری داره! یه روز عزمتان را جزم میکنین که به اتاقش بروید و به این کابوس پایان بدهید و از حقوقتان گلایه کنید. چه اتفاقی میفته؟ این موجود دوست داشتنی همچون یک پدر مهربان به درد و دلهای شما گوش میکنه و بعد میگه که شما یکی از بهترین پرسنلش هستین و ارزش شما بیش از این حرفاست و شما با سربلندی از اتاقش خارج  میشین و توی خونه هم به همسر محترم میگید که ابرهای سیاه زند گیتون داره کنار میره و خورشید نمایان میشه و وقتی اول برج فیش حقوقتون را دریافت میکنین این ضرب المثل براتون تداعی میشه که نرود میخ آهنین در سنگ! .

یه ظلمی به یه کسی میکنین و خدا هم برای مجازات شما کارتون را به یه اداره دولتی  ارجاع میده چون از قدیم گفتن چوب خدا صدا نداره! . صبح زود برای اینکه کارتون سریع تر حل بشه با مدارک کامل به سمت اون سازمان محترم حرکت می کنید و به هر اتاقی که می روید منشی محترم میگه که جلسه تشریف دارن، البته اگه خود منشی هم جلسه تشریف نداشته باشند!. این در حالیه که روی در ودیوار این ادارات سخنان ائمه نوشته شده که خدمت به خلق را توصیه می کنند... .

همین ورزش محبوبمان که حالا توی دنیا باعث سر شکستگی ما شده  و اگه یه روز یه نتیجه درست و درمون بگیره باید تعجب کنیم.  فوتبال ما چند سالی هست که با چشمان پر از اشک جواد خیابانی بعد از هر بازی و لق خوردن های متوالی عادل فروسی پور و فحش های ادبی پیمان یوسفی گره خورده. جمله آشنای "ما هنوز امید داریم که از گروه خود صعود کنیم" بعد از هر بازی مهم تیم ملی تکرار میشه وآخرش هم که صعود نمی کنیم قول سال های بعد را می دهند. تازه فدراسیون فو تبال هم سر مربی را از بین این همه  مربی نام آشنا و با تجربه  انتخاب میکنه که بیش از همه شعار میده! یه روز قول قهرمانی آسیا میده یه روز دم از خانواده فوتبال و دل شیر و استعداد ایرونی میزنه  و سعی میکنه جماعت خوابزده  فوتبال را با هم همدل کنه  و خودش اسب مراد را سوار بشه غافل از اینکه ما ایرانی ها توی شعار دادن خودمون صاحب سبک هستیم وکل دنیا را با شعار سر کار می گذاریم!

در انتخابات که این مکتب "شعاریزم" یا به قول اجانب "Shoarism" را به معنای واقعی کلمه پیاده سازی می کنیم. هر کاندیدا با یه بقچه از شعار و قول و قرار میاد و یه جماعتی را هم به زور وعده وعید و چک  و شام و نهار دور خودش جمع می کنه و چنان تبلیغات میکنه که تصور میشه با اومدن این  بابا  مدینه فاضله افلاطون و ارسطو نمود واقعی پیدا میکنه ولی بعد از اینکه رای آورد عکس های قد  و نیم قدش را در حال چرت زدن  و بافتنی بافتن و پیامک بازی روی سایت های مختلف می بینیم و این بار یاد شعر یکی از گمراه شدگان میفتیم که میگه: ما رو باش اسممونو رو چه درختی جا میذاریم! ... .  

ایمان چگونیان

12آذرماه 1388