ایمان چگونیان

ایمان چگونیان

یادش بخیر...
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

یادش بخیر...

یاد بیست سال پیش افتادم. اون روزائی که داشتم اولین پله های ترقی را طی می کردم! تازه شش سال را پر کرده بودم، مدرسمون یه مدرسه ای بود که هنوز آسفالت به خودش ندیده بود، وقته بچه ها بدو بدو می کردند آنقدر خاک بلند میشد که... ، دو هفته اول معلم نداشتیم! صبح ناظم مدرسه میومد و می گفت یه نقاشی بکشین تا بیام نمره بدم ولی تا فردا که دوباره همون جمله را بگه ، پیداش نمی شد. دفتر نقاشی 40 برگ بچه ها حداکثر 20 صفحه داشت چون مابقی صفحات را موشک درست کرده بودند!

خوراکی بچه ها توی زنگ تفریح نون وپنیر بود، هنوز این کیک و کلوچه های رنگ و وارنگ پیدا نشده بود. نهایتش یه مدل کیک بود که دونه ای پنج تومن می خریدیم نه پلاستیک داشت نه آرم، نه مارک تجاری، مثل بچه های همون دوره، مثل زندگی های همون دوره.

بازیمون دنبال هم دویدن بود یه کم بزرگتر که شدیم فوتبال هم بهش اضافه شد، دوتا دمپائی ویه توپ سه پوسه. یادتون هست؟ دوسه تا توپ را پاره می کردیم و می کشیدیم روی یه توپ دیگه ، می شد یه توپ سه پوسه. اون موقع توپ قانونی داشتن آرزوی اغلب پسر بچه ها بود.

بعدش تابستون شروع می شد... امتحان آخری را که می دادیم کتاب و دفتر را برای سه ماه می انداختیم یه کناری. یادش بخیر، جام جهانی 94،آدامس بادکنکی، عکس بازی... یکی می گفت یه مارادونا میذارم با ده تا عکس... ای بابا این ماردانا هم که دوپینگی شد تو زرد از آب دراومد. راستی یادم رفت، عید نوروز و پیک. دفترچه هائی که همون چهار روز قبل از تعطیلات نگاهشون می کردیم، بعدش وقتی شب سیزده بدر می رسید یادمون میومد که اینا را باید حل می کردیم!

یاد سند باد، پینوکیو، چوبین، پسر متفکر، دهکده حیوانات بخیر... هاچ که مادرش را پیدا کرد، چوبین هم به سیارش برگشت...

بازیهای آتاری که وقتی طرح و نقششون را میذاری پهلوی بازیهای حالا اولش خندت می گیره ولی بعدش یه چیز به فکر آدم میاد:

چقدر همه چیز ساده وبی آلایش بود، مردم، زندگی، بازی، درس... فقط میشه گفت: یادش بخیر... .

ایمان چگونیان       

6 بهمن ماه 1388


 
 
علم بهتراست یا ثروت؟! ...
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

علم  بهتراست یا ثروت؟! ...

موضوع انشائی که هممون در موردش توی دوران دانش آموزیمون خیلی قلم فرسائی کردیم ... مثلا نوشتیم : ... آنچه واضح  و مبرهن است به گفته فردوسی شیرین سخن " توانا بود هر که دانا بود  زدانش دل پیر برنا بود " پس علم خیلی  بهتر از ثروت می باشد زیرا  اگر کسی پول داشته باشد ولی علم نداشته باشد نمی داند که پولهایش را چکار کند چون در زندگی علم خیلی بدرد آدم می خورد و اگر کسی علم داشته باشد خیلی خوب می شود چون یه وقتی سیل می آید و همه پولهای تاجر را می برد ولی هر چی سیل بیاید نمی تواند علمهای دانشمند را ببرد و بابام هم میگوید برو درس بخون تا برای خودت کسی در جامعه بشوی و ...

ولی از یه طرف از وقتی قلم دستمون گرفتیم و نوشتیم و یاد گرفتیم که جمله بسازیم، هزار بار گفتند که دنبال پول رفتن بهتر از درس خوندنه، ولی ما ندیدیم یا خیلی دقیق نشدیم یا نخاستیم که ببینیم...

درس اول کتاب فارسی یادتون میاد؟ بابا آب داد، بابا نان داد... بابا که بنده خدا از توی چاه آب و نون در نیاورده بود براشون پول داده بود!

سارا انار دارد و بادام دارد و... خب حتما سارا بچه پولدار بوده که این دوسه قلم را با هم داشته!

وقتی که میخوندیم این خانه را چه کسی ساخته است؟ همان بنا که دوست ماست... خیلی ساده میشد فهمید که طرف بچه یه بساز بفروش بوده که بنا دوستشون بوده وگرنه آدم عادی کی تا حالا با بنا جماعت از در رفاقت وارد شده یا بهتر بگم، بنا اصلا آدم آسمون جل را تحویل می گیره؟!

وقتی برای کوکب خانم از ده بالا مهمون میومد و این زن با سلیقه بدون اینکه غافلگیر بشه و ناراحت که چیزی توی خونه ندارن بلافاصله کن فیکون می کرد و ماست و دوغ و تخم مرغ و همه چی فراهم می کرد با یه حساب دو دو تا چارتا میشد فهمید کوکب خانوم قسط وام مسکن و قبض آب و برق وتلفن وگاز نداشته و قبل از اینکه زن با سلیقه ای باشه زن با مکنتی بوده!

دلم برای اون مردی میسوزه که با اسب اومد اونم توی بارون! ... اگه آدم پولداری بود احتمالا با بنز میومد چون اون موقع هنوز پرادو نبود یا حداقل با تاکسی خطی میومد، بعدها خبرش رسید که سینه پهلو کرد و ...

هنوز برام سئواله که حسنی اون روز تا دم غروب کجا رفته بود که صدای همه طویله در اومده بود، ولی مهم اینه که وقتی برگشت اونقده آذوقه داشتن که مرغ و خروس و گاو و گوسفند را سیر کنه!

البته بماند که کبری کنج خونه موند و ترشید...آخه هر چی براش خواستگار اومد سریع فهمید که همون دختریه که شلخته بوده وکتاباش را اینور واونور جا میذاشته! ، بنده خدا دیگه نتونست آبروی رفته را برگردونه!

ایمان چگونیان

18بهمن ماه 1388

 


 
 
مکتب کلاسیزم در ایران
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

مکتب کلاسیزم در ایران

به نظر شما این بیت شعر چقدر درسته؟ تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. به نظر میاد که قدما خیلی هم بی اشتباه نبوده اند. آخه کجای این شعر درسته؟! توی این دوره که عقل همه به چشمشونه کی گفته که تن آدمی شریف است به جان آدمیت!. کاشکی مرحوم سهراب زنده بود تا وقتی می گفت "ساده باشیم" در جوابش می گفتم ساده باش ببینم کجا دو ریال تحویلت         می گیرن.

الآن نون توی کلاس گذاشتنه، چهار تا کلمه قلمبه سلمبه با یه دست کت وشلوار ویه شیشه ادکلن و احیانا یه کیف سامسونت کفایت میکنه. ترجیحا میتونین از کلمات انگلیسی به معادل فارسیشون استفاده کنین. استفاده از مباحث سیاسی در صورت امکان خیلی کمکتون میکنه و برای غنای کار میتونین به چند تا شخصیت سیاسی هم توهین کنین و عنوان کنین که با نظام مشکل دارن که البته این بخش کار خیلی توصیه نمیشه.

خانومای محترم که در مورد پوشش ونوع آرایششون من اصلا نمی تونم نظر بدم چون اصلا توی چنین جایگاهی نیستم ولی گلوبند ودست بندای آنچنانی خیلی میتونه اثر گذار باشه که در صورت وجود مشکلات مالی با بدلیجات میشه این معضل که البته بخش کوچکی از جامعه با آن دست به گریبان شده  را حل کرد. صحبت درباره جشن عقد وعروسی های 100 میلیون تومان به بالا و ویلای عمو و دایی اینا و هتل فلان و سفر به کشورای خارجی بخصوص آمریکای جهانخوار و انگلیس و فرانسه استعمارگر خیلی خیلی میتونه موثر باشه. در حین مذاکرات ممکنه طرف بحث را به سمت ورزش منحرف کنه و بگه که کلاس آیروبیک میره اصلا اشکالی نداره شما بگین کلاس یوگا  میرین و تازه برای تمدد اعصاب معلم خصوصی تار گرفتین و تار هم میزنین!. اگه غذای شرکت را دوست ندارین یا اصلا میلی به غذا ندارین بگین که رژیم گرفتین چون بدنتون داره از  فرم خارج میشه.

در اینجا میخام یه بحث جدی با آقا پسرا و دختر خانومای مجرد داشته باشم. اگه یه دختر خانوم مجرد هستین همیشه در مورد خواستگارای فراوونی که دارن پاشنه در خونتون را میکنن حرف بزنین و بگین که کار به جایی رسیده که  همسایه ها هم از این همه  خواستگار شاکی شدن، تاکید میکنم اصلا مهم نیست که کسی در خونه شما را زده یا نزده مهم کلاس گذاشتنه. در واقع کلاس مثل مهریه می مونه کی داده کی گرفته!. البته خبرها حاکی از اینه که هر کسی مهریه تقبل کرده تا قرون آخرش را از توی دماغش در آوردن.آ قا  پسرای مجرد هم که کسی بهشون زن نمیده کافیه درباره دخترایی که پدرشون کارخانه دارن  و فلان بازاری فرش فروش و اینکه دست رد به سینش دخترش  زدن صحبت کنند. اختلاف طبقاتی، اختلاف فرهنگی، عدم درک متقابل و چیزایی از این دست که نمیدونم چی هستن ولی میگن بده را میتونن  هر دو جنس استفاده کنن.

آخر کلام اینکه اگه این مقاله چاپ بشه منم میتونم باهاش کلاس بذارم!!! .

 

ایمان چگونیان

13آذرماه 1388


 
 
مکتب شعاریزم در ایران
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

مکتب شعاریزم در ایران

همچین بیراه هم نمی رویم. بالاخره وقتی توی جاده قم تهران حرکت می کنیم نباید انتظار داشته باشیم که سر از لندن در بیاریم!

توی مملکت ما خیلی خشگل سخنرانی و جلسه و میتینگ برگزار میشه اصلا انگار ناف ما ایرانیها را با این چیزا بریدن. توی یه خانواده ایرانی پایه زندگی را روی شعار بنا می کنند . زن شروع به شکوه وگلایه میکنه که فلان اثاثیه خونه صدای مرگ میده و عن قریبه که از کار بیفته یا میگه که چهل ساله لباس نخریده یا اینکه ُمردم از بس رنگ میوه  وگوشت را ندیدم و مرد شروع  به سخنرانی می کنه که ببین عزیزم زندگی که اثاثیه و لباس و خورد و خوراک نیست زندگی فراتر از این چیزای مادیه!  و بعد هم کلی قول و قرار و بزک نمیر بهار میاد ... .  

از حقوقتون شاکی هستین چون تا وسطای برج هم نمیرسه. مدیر شرکت هم ادعای کارمند دوستی وکارمند پروری داره! یه روز عزمتان را جزم میکنین که به اتاقش بروید و به این کابوس پایان بدهید و از حقوقتان گلایه کنید. چه اتفاقی میفته؟ این موجود دوست داشتنی همچون یک پدر مهربان به درد و دلهای شما گوش میکنه و بعد میگه که شما یکی از بهترین پرسنلش هستین و ارزش شما بیش از این حرفاست و شما با سربلندی از اتاقش خارج  میشین و توی خونه هم به همسر محترم میگید که ابرهای سیاه زند گیتون داره کنار میره و خورشید نمایان میشه و وقتی اول برج فیش حقوقتون را دریافت میکنین این ضرب المثل براتون تداعی میشه که نرود میخ آهنین در سنگ! .

یه ظلمی به یه کسی میکنین و خدا هم برای مجازات شما کارتون را به یه اداره دولتی  ارجاع میده چون از قدیم گفتن چوب خدا صدا نداره! . صبح زود برای اینکه کارتون سریع تر حل بشه با مدارک کامل به سمت اون سازمان محترم حرکت می کنید و به هر اتاقی که می روید منشی محترم میگه که جلسه تشریف دارن، البته اگه خود منشی هم جلسه تشریف نداشته باشند!. این در حالیه که روی در ودیوار این ادارات سخنان ائمه نوشته شده که خدمت به خلق را توصیه می کنند... .

همین ورزش محبوبمان که حالا توی دنیا باعث سر شکستگی ما شده  و اگه یه روز یه نتیجه درست و درمون بگیره باید تعجب کنیم.  فوتبال ما چند سالی هست که با چشمان پر از اشک جواد خیابانی بعد از هر بازی و لق خوردن های متوالی عادل فروسی پور و فحش های ادبی پیمان یوسفی گره خورده. جمله آشنای "ما هنوز امید داریم که از گروه خود صعود کنیم" بعد از هر بازی مهم تیم ملی تکرار میشه وآخرش هم که صعود نمی کنیم قول سال های بعد را می دهند. تازه فدراسیون فو تبال هم سر مربی را از بین این همه  مربی نام آشنا و با تجربه  انتخاب میکنه که بیش از همه شعار میده! یه روز قول قهرمانی آسیا میده یه روز دم از خانواده فوتبال و دل شیر و استعداد ایرونی میزنه  و سعی میکنه جماعت خوابزده  فوتبال را با هم همدل کنه  و خودش اسب مراد را سوار بشه غافل از اینکه ما ایرانی ها توی شعار دادن خودمون صاحب سبک هستیم وکل دنیا را با شعار سر کار می گذاریم!

در انتخابات که این مکتب "شعاریزم" یا به قول اجانب "Shoarism" را به معنای واقعی کلمه پیاده سازی می کنیم. هر کاندیدا با یه بقچه از شعار و قول و قرار میاد و یه جماعتی را هم به زور وعده وعید و چک  و شام و نهار دور خودش جمع می کنه و چنان تبلیغات میکنه که تصور میشه با اومدن این  بابا  مدینه فاضله افلاطون و ارسطو نمود واقعی پیدا میکنه ولی بعد از اینکه رای آورد عکس های قد  و نیم قدش را در حال چرت زدن  و بافتنی بافتن و پیامک بازی روی سایت های مختلف می بینیم و این بار یاد شعر یکی از گمراه شدگان میفتیم که میگه: ما رو باش اسممونو رو چه درختی جا میذاریم! ... .  

ایمان چگونیان

12آذرماه 1388


 
 
لیلی و مجنون قرن بیست ویکم
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

لیلی و مجنون قرن بیست ویکم

همه ما از عشقای اساطیری خیلی شنیدیم. عشق لیلی و مجنون، شیرین وفرهاد و... . قدما اعتقاد داشتن عشقی جاودان میشه که به وصال منجر نشه. در واقع توی ادبیات کهن که بگردیم، متوجه میشیم که یه عشقی شکل  می گرفته و برای جاودانه شدن این عشق، مجموعه ای از موانع دنبال هم قرار می گرفتن تا نهایتا عاشق ومعشوق در فراغ هم بمیرن!

اما توی رزوگار ما همه چیز عوض شده. زندگی اونقدر سخت وپیچیده شده که یا کسی عاشق نمیشه یا اگر شد به احتمال زیاد به وصال و ازدواج منجر میشه که اونجوری هم بعد از یه مدتی زیر بار تورم و مشکلات و خرج آب و برق وتلفن و اجاره خونه و مدرسه بچه وهزار کوفت و زهر مار دیگه، عشق یادش میره.

توی دانشگاه یه پسری متوجه میشه که یه دختری عقلش پارسنگ بر میداره و احتمال میده توی این روزگار هر کی هرکی، عاشقش شده! . کم کم آقا پسر هم حس میکنه که وقتی اون دختر خانوم را میبینه، شصت پاش میزنه یا چشماش سیاهی میره، یعنی اینکه آره دیگه، داره میفته توی جاده عشق وعاشقی. دفعه بعد وقتی دختر خانوم چراغ سبز نشون میده، آقا پسر هم چراغ زرد نشون میده! ، و اینجاست که شاعر میگه یواش یواش تو قلبم خونه کردی، یواش یواش منو دیوونه کردی!!! .

آروم آروم فکرای قرن بیست و یکمی توی سر طرفین رژه میرن. نکنه پسره معتاد باشه، نکنه پسره کارش اغفال کردن دخترا باشه، نکنه هیز باشه، نکنه دختره لاابالی باشه، نکنه هزار تا دیگه مثله من داشته باشه!. اینجا دیگه باید فاتحه عشق را خوند ولی امکان داره کار به اینجا ختم نشه و به این نتیجه برسند که زندگی بدون همدیگه را نمی تونن تحمل کنن، توی این حالت باید فاتحه پنجاه درصد عقل را خوند. کار بالا می گیره و خواستگاری ولشکر کشی و ماجراهای دیگه پیش میاد. آقا پسر دانشجوی قصه ما، به احتمال زیاد هم کار نداره، هم ماشین هم خونه: چون اگه داشت به جای ازدواج در دوران دانشجویی کارای دیگه می کرد : به هر حال ازدواج     نمی کرد. البته قصد توهین به کسایی که توی دوران دانشجویی ازدواج نکردن،  ندارم.

توی مراسم خواستگاری، پدر زن آینده اون سئوالایی که هممون یه کپی از اونا را داریم میپرسه: شغل، خونه، ماشین، و آقا داماد آینده هم میپرسه با اینا چیکارکنم، جمله بسازم!؟. در این مرحله هم دو تا راهکار وجود داره، یا غزل خداحافظی عشق را خوند یا فاتحه پنجاه درصد دیگه عقل را خوند. پسر دانشجوی محترم داستان، اگه یکی دو بار به املاکی سر کوچشون سر زده باشه یا دو تا مصاحبه  برای کار گذرونده باشه، سرش را پایین میندازه و بلند میشه میره ولی اگه هیچکدوم اینکارا را نکرده باشه، هنوز داغه ونمیفهمه وخام حرفای توی تلویزیون میشه که میگن زندگی مادیات نیس، توقعات را باید کم کرد و روی حرفش می ایسته که ما عاشق هم هستیم و از این حرفایی که توی فیلم هندی میشنویم، میزنه و پدر زن هم چون کسادی شوهره، قبول میکنه و ازدواج صورت می گیره و در نهایت فاتحه عقل که خونده میشه هیچ، زیر بار اجاره خونه و خرج عقد و عروسی و مهریه و لباس و خورد وخوراک و قسط وام، آقا بجای خانم زایمان میکنن و عشق هم پایانی بهتر از عقل پیدا نمی کنه.

ایمان چگونیان

6دی ماه 1388  


 
 
ارزیابی سیستم های اطلاعاتی از دیدگاه کاربران
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

ارزیابی سیستم اطلاعات حسابداری از دیدگاه کاربران

( مورد گروه شرکت های همکاران سیستم)

دکتر اصغر سلطانی*- دکتر محمدعلی نعمت بخش ** - ایمان چگونیان***

چکیده

سیستم اطلاعات حسابداری سیستمی است که وظیفه آن ثبت، پردازش و گزارش مبادلات گذشته مطابق با استانداردهای پذیرفته شده حسابداری می باشد. با ورود رایانه به ایران، به تدریج شرکت های مختلفی اقدام به تولید نرم افزارهای متنوع با کاربردهای گوناگون کردند. حرفه حسابداری نیز به لحاظ ماهیت فعالیت و خدمات خود به رایانه و نرم افزارهای خاص، نیاز اساسی داشت. یکی از شرکت هایی که فعالیت خود را در بدو ورود رایانه به ایران آغاز کرد و روند موفقی را طی نمود، شرکت همکاران سیستم می باشد. هدف  این پژوهش ارزیابی سیستم های اطلاعات حسابداری گروه شرکت همکاران سیستم از دیدگاه کاربران می باشد. سیستم اطلاعات حسابداری مناسب  در این تحقیق به سیستمی گفته می شود که بتواند نیازهای اطلاعاتی کاربران خود را در زمان مورد نظر با محتوای مطلوب و ظاهری مناسب، تأمین نماید. جامعه آماری این تحقیق تعداد5000 شرکت و سازمان از سراسر ایران می باشند که ازسیستم های اطلاعات حسابداری و به طور مشخص نرم افزار حسابداری شرکت فوق در سال 88 استفاده می کردند. پرسشنامه ای حاوی 21 سؤال برای کاربران از طرق مختلف ارسال شده است. نتایج حاصل از 171 پرسشنامه عودت داده شده نشان می دهد سیستم های مذکور در خصوص ارائه اطلاعات مفید در زمانی که به آن ها نیاز است، از دیدگاه کاربران متوسط به بالا ارزیابی می شوند و در زمینه ارائه گزارشات با چیدمان مطلوب کاربران و تهیه اطلاعات مفهوم و قابل ارائه به تمام سطوح سازمان و انعطاف پذیری نسبت به تغییرات محیط اقتصادی به لحاظ ظاهر، از دیدگاه کاربران مناسب ارزیابی نمی شوند و نیازهای آن ها را برآورده نکرده است.


 
 
بیایید به احترام پارالمپیک کلاهمان را برداریم
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
 

بیایید به احترام پارالمپیک کلاهمان را برداریم

دیشب در حالیکه سیامند رحماند در بین کف و سوت تماشاچیان سالن اکسل لندن روی تخته پرس قرار گرفت و وزنه 280 کیلویی را مهار کرد وقهرمان بلا منازع دسته فوق سنگین شد، تیم فوتبال ایران با نتیجه مساوی بدون گل در مقابل اردن به کار خود خاتمه داد تا بیش از پیش این کاروان میلیاردی بازیکنان، بی خاصیت بودنش را نشان دهد. علی پروین، پیشکسوت فوتبال، می گوید زمانی اگر تیم های عربی درخواست دیدار دوستانه برای ایران می فرستادند ما تیم های باشگاهی را روانه مسابقه با آنها می کردیم و با اختلاف هم آنها را شکست می دادیم ولی حالا تیم ملی با تمام ستاره هایش، با همه بضاعت فوتبال ایران با تیم اردن مساوی می کند.  ای کاش به جای فوتبال حداقل به معلولین می رسیدیم و پارالمپیک را از آن خود می کردیم. بیایید تمام قد بایستیم و کلاه خود را به احترام قهرمانان معلول و جانباز پارالمپیک برداریم . تیم والیبال نشسته بریتانیا در مقابل انبوه تماشاگران انگلیسی در آوردگاه معتبر پارالمپیک با نتیجه سه بر صفر مغلوب تیم ملی ایران شد و تیم ملی فوتبال ایران در بازی تدارکاتی که با یک ساعت و نیم تاخیر برگزار شد، با اردن به تساوی رسید در حالی که یک توپ اردنی ها هم به دیرک دروازه سید مهدی رحمتی برخورد کرد! . خدا به دادمان برسد که با این فوتبال، به زودی مالدیو و گوام هم برایمان دردسر خواهند شد، مالدیوی که 15 سال پیش، 17 گل از تیم ما خورد، مالدیوی که 5 هزار نفر فوتبالیست هم ندارد!!!

ایمان چگونیان

18 شهریور ماه 1391


 
 
استانداردهای حسابداری
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 

سلام

برای مشاهده استانداردهای حسابداری 1 تا 15 روی لینک زیر کلیک کنید:

استانداردهای حسایداری یک تا پانزده


 
 
نمونه سوالات اقتصاد مدیریت محمود روزبهان و ابوالقاسم هاشمی
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 

1-    اقتصاد مدیریت با استفاده از نظریه های علم اقتصاد و ... به تجزیه و تحلیل تصمیمات مدیریتی می پردازد.

الف- حسابداری 

ب- جامعه شناسی

ج- علوم تصمیم گیری

د- روانشناسی

2-    کدام گزینه به ترتیب در مورد اقتصاد خرد و اقتصاد مدیریت صحیح است؟

الف- اقتصاد خرد تشریحی و اقتصاد مدیریت تجویزی است.

ب- اقتصاد خرد تجویزی و اقتصاد مدیریت تشریحی است.

ج- اقتصاد خرد و اقتصاد مدیریت هر دو تجویزی است.

د- اقتصاد خرد تشریحی و اقتصاد مدیریت هر دو تشریحی است.

3-    موقعیت غیر رضایت بخش در کدامیک از مراحل تصمیم گیری بررسی می شود؟

الف- مشخص کردن اهداف

ب- تعریف مساله

ج- ایجاد یا مشخص کردن اهداف

د-اجرای تصمیم

4-    ارزش بنگاه چیست؟

الف- ارزش فعلی بنگاه

ب-ارزش فعلی جریان نقدی بنگاه

ج- ارزش فعلی جریان نقدی انتظاری بنگاه

د- ارزش فعلی جریان نقدی انتظاری بنگاه در آینده

5-در فرمول ارزش بنگاه ،Ttt به کدام گزینه بستگی دارد؟

الف- خطرات مربوط به بنگاه

ب- تکنیک های تولید

ج-تقاضا و پیش بینی مقدار آن

د- شرایط مربوط به بازارهای سرمایه

6-در فرمول ارزش بنگاه Tctبه کدام گزینه بستگی دارد؟

الف-تکنیک های تولید

ب- تولید محصول جدید

ج- شرایطمربوط به بازارهای سرمایه

د-قیمت گزاری

7-سود حسابداری عبارت است از:

الف- درآمد کسب شده حاصل از ارزش فروش کالاها و خدمات تولید شده یک بنگاه

ب-تفاوت بین ارزش فروش کالا و خدمات تولید شده وفروخته شده بنگاه و جمع تمامی ارقام هزینه های انجام شده و ثبت شده توسط بنگاه

ج-تقاوت بین ارزش فروش کالا و خدمات تولید و مصرف شده بنگاه و جمع تمامی هزینه های غیر صریح

دارزش فروش کالا و خدمات تولید شده منهای هزینه های های غیر صریح

8-نظریه جبرانی سود نشان دهنده ... است.

الف- وجود عدم تعادل همیشگی در بازارها

ب-غیر رقابتی بودن بازارها

ج-وجود نوآوری در بنگاهها

د-وجود عامل ریسک یا خطر در بازار

9-کدامیک از موارد زیر از جمله دلایل سود اقتصادیبرای بنگاه ها نیست:

الف-ابداع و نوآوری

ب- عدم تعادل در بازارها

ج- وجود رقابت کامل

د-عامل انحصار

10-در نظریه جبرانی سود، عامل ایجاد سود اقتصادی مربوط به کدام گزینه زیر است؟

الف-ابداع و نوآوری

ب-عدم تعادل

ج- عامل ریسک و خطر

د-عامل انحصار

11- چرا قیمت ایستگاهه ای رادیویی در آمریکا سقوط کرد؟

الف-به علت کاهش تقاضا

ب- به علت افزایش عرضه

ج- به علت نظارت بر قیمت گذاری

د-به علت افزایش تقاضای تلویزیون

12-اگر تابع سود کل به صورت زیر باشد،مقدار حداقل و حداکثر سود کل در چه سطحی از تولید قرار دارد؟

P=-3000-2400Q+350Q2-25/3Q3

الف-10و24

ب-14و34

ج-4و24

د-34و24

13-کدام گزینه درست است؟

الف-وقتی سود متوسط صفر است، سود کل در حداکثر مقدار خود قرار دارد.

ب- سود نهایی همواده بزرگتر از سود متوسط است.

ج- سود متوسط همواره بزرگتر از سود نهایی است.

د- وقتی سود نهایی صفر است، سود کل در حداکثر خود قرار دارد.

14-بنگاهی دو نوع محصول x,y را تولید می کند اگر سود بنگاه به صورت زیر باشد کدام گزینه مقادیر x,y حداکثر کننده سود را نشان می دهد؟

P=600+116x-4y-5x2-y2+2xy

الف-12و12

ب-14و14

ج-12و14

د-14و12

15-در یک بنگاه اقتصادی رابطه زیر برقرار است:

TR=5a+5a2+5ab

اگر قیمت هر واحد a برابر 5 ریال و قیمت هر واحد b برابر 1 ریال باشد و مدیر بازاریابی 111 تومان را به عنوان قید در نظر گرفته باشد. چه ترکیبی از این دو محصول، سود واحد را حداکثر می کند؟

الف-50و61

ب-14و41

ج-10و61

د-16و31

16-در کدام گزینه زیر بهینه یابی می تواند به صورت نامعادله ولی خطی باشد:

الف-لاگرانژ

ب-برنامه ریزی غیر خطی

ج-هزینه- منفعت

د-برنامه ریزی خطی

17-اطلاعات زیر برای یک بنگاه اقتصادی در دست است:

P=3x1+4x2

2.5x1+x2<20

3x1+3x2<30

X1+2X2<16

کدام گزینه مقدار بهینه x1وx2  و حداکثر سود را نشان می دهد؟

الف-4و4و28

ب-6و6و42

ج-6و4و36

د-4و6و36

18-در مسئله 17 اگر برای مساله از متغیرهای کمکی s1وs2وs3  و به ترتیب نا معادله های قید استفاده کنیم کدام گزینه مقادیر مزبور را نشان می دهد؟

الف-0و60و0

ب- -1و-6و-2

ج-1و0و2

د-4و0و0

19-عبارت درست را انتخاب کنید:

الف- ریسک به عنوان خطر بالقوه تعریف می شود که امکان دارد به فرصت تبدیل شود.

ب- ریسک به عنوان خطر بالقو های تعریف می شود که متضرر شدن تصمیم گیرنده را نشان می دهد.

ج-ریسک تحت شرایط رکورد اقتصادی فقط مطرح می شود.

د- ریسک تصمیم گیری برای سرمایه گزاری در شرایط رونق اقتصادی همواره بیش تر از شرایط رکود است.

20-منظور از نقطه سر به سر چیست؟

الف-سطح تولیدی که در آن سود حداکثر است.

ب-سطح تولیدی که در آن سود صفر می شود.

ج-سطح تولیدی که در آن در آمد حداکثر می شود.

د-سطح تولیدی که در آن هزینه ها حداقل است.

21-هر چه توزیع احتمال نتایج ممکن فشرده تر ... ریسک تصمیم مورد نظر ... است.

الف-نباشد-بزرگتر

ب- نباشد-کوچکتر

ج-باشد-بزرگتر

د-باشد-کوچکتر

22- اگر درآمد بنگاهی به احتمال 20% مبلغ 150  تومان، احتمال 60% مبلغ 250  تومان، احتمال 20% مبلغ 350  تومان باشد، ضریب تغییر چقدر است؟

الف-16

ب-0.252

ج-15.3

د-0.03

23-کدام تکنیک تصمیم گیری در پروژه هایی همچون توسعه تاسیسات یا تغییر مکان کارخانه، تولید محصولات جدید مورد استفاده قرار می گیرد؟

الف-درخت تصمیم گیری

ب-تحلیل میزان حساسیت

ج-شبیه سازی

د-تحلیل هزینه- فایده

24-اگر تابع تقاضا به شکل p=a-bq باشد به ازای چه مقدار  و چه قیمتی کشش قیمتی به ترتیب صفر و بی نهایت می شود؟

الف-a/b و b

ب- b وa/b

ج-a/b وa

د-aوb/a

25-در تابع تقاضای زیر وقتی قیمت 4000 تومان است، قدر مطلق کشش قیمتی تقاضا چقدر است؟

الف-2.8

ب-.26

ج-28

د-26

26-اگر تابع تقاضای کالایی به صورت q=200p-0.3i2باشد در این صورت کشش در آمدی تقاضای فوق گویای آن است که کالای مورد نظر:

الف-یک کالای لوکس است.

ب-یک کالای ضروری است.

ج-یک کالای پست است.

د-یک کالای مکمل است.

27-خصوصیت برآوردهای روش حداقل مربعات کدام است؟

الف-اریب بودن –کارایی

ب-نااریب بودن – کارایی

ج-اریب بودن- ناکارایی

د-نااریب بودن – ناکارایی

28-جهت مقابله با مشکل همخطی بین متغیرهای توضیحی یک معادله رگرسیونی...

الف-باید جزء اخلال را از معادله حذف کرد.

ب- متغیر وابسته را از مدل رگرسیونی حذف کرد.

ج-تا حد امکان از شمار متغیرهای مستقل بکاهیم.

د-حجم نمونه را کاهش داد.

29- در مورد قانون بازده نهایی نزولی کدام گزینه صحیح است؟

الف-تمام عوامل ثابت است.

ب-تکنولوژی ثابت است.

ج-یکی از نهاده های دیگر و تکنولوژی ثابت است.

د-فقط یک عامل ثابت است.

30-نرخ نهایی جانشینی بر روی یک منحنی تولید یکسان ... است.

الف-همواره ثابت

ب-عددی است همواره مثبت

ج-صفر است

د-عددی است منفی

 


 
 
حرف دل
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 
نویسنده: ایمان چگونیان - سه‌شنبه ۱۶ خرداد ،۱۳٩۱

قلب خاکستری

آری...

 چرخ روزگار بی وقفه می چرخدوآدمهای زیادی در بین پره هایش خرد می شوندواین مرگ تدریجی چه بی صدا و مرموز رخ می دهد.درزیر این گنبد نیلی،بوقلمون صفتان بهتر زندگی میکنند و راحت تر هم می میرند.بی آلایش زیستن وصادقانه گفتن ودر راه راست طی طریق کردن برای عروس دنیا پشیزی نمی ارزد ،ولی چه بهای سنگینی می پردازد آنکسی که این شیوه ی زندگی را برگزیده است.زندگی بدون عشق مفهومی نمی یابد،بزرگترین سرمایه هر انسانی دوست داشتن است اما افسوس که این روزها جای این کالای گرانبها در انباری خانه ها و در کنار اثاثیه مستعمل می باشد؛هر روز مهمان های نا خوانده از راه می رسند و درب قلبت را می کوبند و تو در حالیکه در گوشه ی خانه ی دلت بیتوته کرده ای به آنها روی خوش نشان نمی دهی و درب را به رویشان نمی گشائی؛اما روزی از روزهای خدا که از همان صبح که چشمانت را به جهان گشوده ای زیباتر به نظر می رسد وخورشیدش طلائی تر از قبل و آسمانش صاف تر ،فرا میرسد.مهمانی با چمدانی از خاطرات در حالیکه غبار راه بر روی صورتش نشسته وچشمانش به اندازه ی تمام تنهائیت وسعت دارد از راه میرسد،آرام تر از سایرین درب را می زند و تو بدون هیچ تردیدی خانه ی دلت را مأمن او میسازی.دیری نمی پاید که درمی یابی مهمان ناخوانده،جزئی از وجودت شده و دیوارهای خانه ی دلت را با عکس ها و خاطرات خود،زینت داده است.چشم که می گشائی او را مالک قلبت می یابی،لیکن چون برای دادگاه عشق هیچ قانونی محترم تر از وفاداری نیست ممکن است آن روز سیاه برسد؛آسمان می غرد و ابرها هم می گریند و تو در حالیکه در زیر باران مصیبت خیس شده ای وکسی نیست که چتری روی سرت بگیرد،مالک قلبت را گم می کنی وقفلی به دلت می زنی تا عکسها وخاطرات اوخاک بگیرند و عنکبوتان بر آنها تار بریسند والبته دیگر نتوانی کسی را به آنجا راه بدهی.دلت می پوسد ودیوارهایش فرو می ریزد و از بین می رود ودر نهایت آن رهگذر به ظاهر مهربان را می بینی که دلهای زیادی را ویران کرده و کارش پایانی ندارد.........

 


 


 

 

نویسنده: ایمان چگونیان - جمعه ۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱

حرف دل

نویسنده: ایمان چگونیان

پیاده شد و درب مینی بوس را بست

نزدیک صبح بود

از شیفت شب کارخانه بر می گشت

یقه کاپشنش را بالا کشید

سوز سرد زمستانی از بین دکمه های کاپشن تا مغز استخوانش نفوذ می کرد

به سرعت قدم بر می داشت

جاده که تمام می شد، چراغهای آبادی دبده می شد

نزدیک خانه اش رسید

پاهایش سست شد، ایستاد...

سرش پر بود از سوال، ترس، ناامیدی، درد...

به آسمان نگاه کرد و به ستاره ها

گفت خدایا هیچکس را شرمنده زن و بچه نکن

آرام وارد خانه شد، همه خواب بودند به غیر از زنش که داشت نماز می خواند

داشت توی نماز گریه می کرد

دلش لرزید

نماز که تمام شد گفت بچه حالش خیلی بدتر شده، باید زودتر عملش کرد...

جواب داد فردا جواب درخواست وام میاد

چند روز بعد...

اعلامیه اسامی تعدیل نیروی کارخانه...

گفت خدایا شکرت، دیگه لازم نیست این همه راه بیام تا کارخونه

ایمان چگونیان

 


 
 
سکانس ماندگار فیلم اعتراض ساخته مسعود کیمیایی
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 
 

صلوات برای سلامتی امیر علی...

ما کاری به حکم نداریم

حکم رو کاغذ مال محکمس

اصلیت حکم مال خداست

که ما و منش ریخته و

گلریزون می کنیم واسه کسی که آزاد میشه از این چاردیواری

که کل دنیا چاردیواریه

کرم مرتضی علی یه مرد که واسه شرف و ناموسش

دوازده سالو کشیده

وجدانش بالاتر از این پولاس، که کاغذه

سلامتی سه تن

ناموس و رفیق و وطن

سلامتی سه کس

زندونی و سرباز و بی کس

سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره

سلامتی آزادی

سلامتی زندونیا بی ملاقاتی...

 

ایمان چگونیان


 
 
احمقانه ترین سوالات از مایکروسافت
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 

ایمان چگونیان

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:

1- کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم.

2- کاربر: من نمی توانم کانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم.

3- کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید.

4- کاربر: اینترنت من کار نمی کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده اید ، همه سیم های کامپیوتر را چک کرده اید؟
کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام!

5- کاربر: پسر 14 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج کرده

6- مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.

7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاهتان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می کنم من را ببیند؟

8- کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟

در یک مورد دیگر نیز مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری: یک کامپیوتر سفید...

مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم...
مشتری : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درایو... هنوز روی میزمه.. ببخشید...

مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام... من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و...
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!

مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه...

مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.

مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...

مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه... اون یکی کار می کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟

مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟

 مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

 


 
 
آشفته بازار فوتبال ایران
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
 

آشفته بازار فوتبال

ایمان چگونیان

فوتبال، این ورزشی که همه دوستش داریم. خاطراتمان، جام جهانی ها، جام ملت های آسیا، علی دائی و کریم باقری، استقلال و پرسپولیس را به یادمان می آورد. اما از خود پرسیده ایم که اصلاً این فوتبال از کجا آمده واین 22 نفر به دنبال چه می گردند، دنبال این توپ.

راستش چند سالی هست که این فوتبال جان به لبمان کرده . این همه جوان پر شور می روند، جلوی ورزشگاه آزادی می خوابند تا بازی تیمشان را ببینند، رجز می خوانند و شاخ و شانه می کشند و حتی کتک کاری می کنند؛ خوب چه کند جوان است وکلی انرژی.

اما واقعاً مسئولین چه کرده اند برای این فوتبال که نتیجه اش می شود شیث رضائی، می شود مجاهد خضیراوی، می شود مساوی صفر صفر با قطر در آزادی و جلوی 100 هزار تماشاگر، می شود برد زوری جلوی ازبکستان.

فوتبالیستمان قرارداد می بندد در حد لالیگا. پولهایی می گیرد که در رویای کودکیش هم ندیده. ماشینی سوار می شود که کل خاندانش را روی هم بگذاری شاید نتواند تایرش را بخرد. می رود اروپا، گم می شود از اردوی تیم ملی، بعد خبر می دهند که دیده شده ، آنجا که نباید دیده می شده؛ محروم می شود، بعد می رود دوپینگ می کند و کلاً ناپدید می شود.

مگر چه به ما داده این ورزش آنگولاساکسونی که همه چیزمان را به پایش ریخته ایم. هوادار گریه می کند، می زند خودش را، که مثلاً تیمش از فلان تیم نبرده است که اگر می برد چه می شد؛ مشغول شده ایم به هیچ و پوچ.

پول بیت المال است که به پای این بازیکنان ریخته می شود و کارگر مملکت  با ماهی 300 هزار تومان گذران می کند. پولی که باید جهیزیه شود، باید برسد به فقیر، برسد به کارگر، برسد به روستا، برسد به نیازمند واقعی، می رود و در بلاد فرنگ خرج می شود، می شود سرمایه در فلان بانک خارجی، می شود خانه در فلان شهر فاسد، می شود لوازم آرایشی، می شود ابزار لهو ولعب. نمی دانیم اگر فوتبالیست ماشین چند صد میلیونی سوار نشود چه چیز کم میشود از چرخه هستی، ولی می دانیم شرمندگی زن و بچه یعنی چه. می دانیم یک کارگر چند ساعت در روز کار می کند، که اگر اعتراض کند، نانش را می بُرند، از خروس خوان تا شغال خوان و بعد حاصلش می شود کرایه خانه و چندر غاز خرجی. آنوقت فلان بازیکن خانه دارد در لاس وگاس. فلانی سیتی زن آمریکا و آلمان است و فلانی سهام باشگاهش را می خواهد بخرد که وقتی نمی دهند، قهر می کند و می رود.

عربها، که مردم ما دل خونی دارند از حرفهای بی ربطشان، از همین بازیکنان میلیاردی امتیاز می گیرند و می روند و آخرش هم می گویند که فوتبال است! مگر چه دیده ایم از این بازیکن های میلیاردی که هر سال قراردادشان را بیشتر می کنیم.

فوتبالیستی که فقط شاخ و شانه می کشد برای مردم کشورش و عربها توی سرش می زنند و میشویم همانهایی که 1400 سال پیش بودیم. جوان ما تحقیر می شود و الکی پلاکارد خلیج فارس می گیریم و شعار می دهیم. امارات برایمان ادعا می کند و دیدارش با تیم ما را لغو می کند و ما می رویم با موزامبیک و ماداگاسکار بازی می کنیم که شاید چند آفریقایی هم رنگ چمن ورزشگاه آزادی را ببینند. می رویم با کره بازی می کنیم و امیدواریم که که ببریم تیمی را که با قهرمان جهان بازی کرده، کاشکی جمع می کردیم این فوتبال را و جایش چند کارگر و چند بیمار را می رساندیم به جایی که شبها آرزوی مرگ نکنند!

 

ایمان چگونیان

26 خرداد ماه 1391