ایمان چگونیان

ایمان چگونیان

تحلیل فیلم جدایی نادر از سیمین
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳٩٠
 

داستان ساده و بدنه ای فیلم ازصحنه ای شروع می شود که در آن نادر (پیمان معادی) و سیمین (لیلا حاتمی) قصد جدایی دارند ولی  دادگاه تقاضای طلاق آنها را نمی پذیرد. ویزای اقامت زوج در شرف منقضی شدن است ولی نادر به خاطر بیماری پدر سالخورده خود (آلزایمر) از سفر به خارج امتناع می ورزد. ادامه داستان بر همین مبنا و با ورود پرستار زن برای نگهداری پدر نادر شکل می گیرد.پرستار با مشکلات خانوادگی دست به گریبان است، بارداری و شوهری مقروض. با این اوصاف نمی تواند با طیب خاطر از پیرمرد نگهداری کند. در یکی از روزها، در حالیکه مرد سالخورده را در خانه تنها گذاشته، نادر از راه می رسد و پدرخود را در شرایط وخیمی می بیند که هنگامی که زن پرستار از راه می رسد با وی ابتدا مشاجره لفظی و سپس درگیری فیزیکی پیدا کرده و نهایت چنین عنوان می شود که در این برخورد جنین زن از بین رفته است.

ظاهر ساده و قابل باور فیلم، با صحنه های دراماتیک گنجانده شده در آن ، فیلم اجتماعی قابل قبولی می سازد که البته در لایه های زیرین خود مفاهیم دیگری را پنهان کرده است.

نادر نمادی از جناح چپ گرا و مشخصا گروه منتسب به میرحسین موسوی است که می توان این امر را  با رنگ های بکار رفته در خانه وی، مخصوصا کاشی های سبز  رنگ آشپزخانه که به نظر اغراق آمیز می آید، پیوند زد.

همسر وی نیز نمادی از ایران با عقاید و دیدگاه های جدید است که البته سیاه پوش و غربی تر است. به نظر می رسد پدر فراموشکار و بی سر وصدای نادر، سمبل عقاید و دلبستگی های جناح چپ و عامل پیوند آنها با ایران باشد که نفس های آخر خود را می کشد. وابستگی نادر به پدر خود نیز نماد ثابت قدم بودن این جناح در اعتقادات خویش است.

همسر زن پرستار(شهاب حسینی) نمادی از جناح راست است و خود زن، سمبلی از ایران ساخته شده توسط این جناح، که یکدست سیاهپوش است و ایران ویرانه را ترسیم می کند.رفتار عصبی و همراه تعصب مرد و گریم خاص او به گونه ای ظاهر بسیج و حزب الله را به ذهن متبادر می نماید و تیک های او تحجر و عدم تحمل عقاید مخالف را نشان می دهد.

مجادلاتی که پس از سقط جنین زن، بین دو بازیگر اصلی مرد صورت می گیرد، اشاره به ناآرامیهای سال 1388 دارد که البته با گم شدن پول در خانه نادر آغاز می شود که نمادی از ادعای طرفداران میر حسین موسوی مبنی بر گم شده رای های ماخوذه  است.جملاتی همچون "خدا وپیغمبر فقط مال شما نیست" و "بی ناموس" و "بی غیرت" همان مطالبی است که حوادث مزبور را به یاد می آورد.

در سکانسی از فیلم مشخص می شود که نادر به خاطر ترس از زندان دروغ می گوید که عقب نشینی سران فتنه از مواضع خود به خاطر ترس از زندان را نشان می دهد و به طور خاص تر به تغییر موضع افرادی همچون ابطحی و عطریانفر در زندان اشاره دارد.

دختر نادر نمادی از نسل آینده است که باهوش و نکته سنج است وبه همین سبب نمی توان به او دروغ گفت، به این معنا که نسل آینده مانند نسل کنونی گول نمی خورد و البته تاکیدی است بر این مطللب که آینده از آن معترضین خواهد بود نه از موافقین.اینکه پرستار به عنوان  نماد ایران جناح راست، جنین خود را ازدست داده، ایران بدون فردا را ترسیم می کند.

بخش های قابل توجه و البته نا متعارفی در این فیلم وجود دارد که از منطق روایی داستان بیرون می زند و حذف آنها خدشه ای به فیلم وارد نمی کند برای مثال جایی که دختر نادر به او می گوید "خانوممون گفت" و نادر با پرخاش به او می گوید:"هر کی ، هر چی گفت نباید قبول کرد" ، قضاوت در مورد این بخش را به عهده خود خوانندگان می گذارم.

یا اینکه در جایی نادر از دخترش درس می پرسد ومی گوید:" معادل فارسی گارانتی" و دختر می گوید  "ضمانت" و نادر باز با پرخاش می گوید: "ضمانت کلمه عربیه، معادل فاسی نیست"  که موضع جناح چپ در مقابل کشورهای سوریه و لبنان را نشان می دهد.

فیلم با بلاتکلیف گذاشتن آگاهانه مخاطب در چند مورد خاتمه می یابد. مشخص نمی شود که آیا واقعا پولی گم شده یا نه ... مشخص نمی شود که دختر در دادگاه پدر را انتخاب می کند یا مادر را ... که دغدغه های فیلمساز را نشان می دهد.

در پایان آنچه ذکر آن ضروری به نظر می رسد، جهت گیری چپ در این فیلم است.به عبارتی نمی توان گفت که فیلمساز هر دو جناح را یکسان در نظر گرفته و عادلانه بین آنها حکم کرده است. کما اینکه نادر به عنوان فردی از خود گذشته و جوانمرد حتی از قاضی دادگاه می خواهد که علیه شاکی او حکم صادر نکند و لی شوهر زن پرستار برای رهایی از قرض های خود از همسرش می خواهد که دروغ بگوید. او در دادگاه جنجال راه می اندازد و حتی به قاضی هم توهین می کند. زن سیاهپوش با چهره ای نحیف در مقابل زن با آرایش رنگ موی روشن و شاد قرار می گیرد. حتی شوهر وی، نادر را تهدید می کند و همسر نادر حاضر می شود برای امنیت خانواده اش جرم گناه نکرده را به گردن بگیرد و دیه را پرداخت کند.

ایمان چگونیان