ایمان چگونیان

ایمان چگونیان

پارادکس
نویسنده : ایمان چگونیان - ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٠ آذر ۱۳٩٦
 

پارادکس

آسان است، یک لگد روانه ظرفهای شیر پیرمرد زرد و فرتوت کنی. شیرهایی که با دستهای سرد و لرزانش دوشیده. به امید فروختن و تأمین مایحتاج زندگیش.

ساده است، به حاصل دسترنج یک کارگر ساده بخندی و بعد مثل کثیف ترین آدمها، خدا را بیشتر دوست داشته باشی که مثل او نیستی.

سهل است، بالا بنشینی و هر چه از دستت برمی آید انجام دهی تا زحمت و تلاش آدم دیگری را نابود کنی. بعد مثل یک بیمار روانی، از نابود کردن یک احساس خوش، لذت ببری.

آسان است، که خودت مسبب باشی، علت باشی، عامل باشی ولی دیگری را همیشه به خاطر آنچه خودت باعثش هستی، سرزنش کنی. نمک روی زخمش بپاشی در حالیکه خودت زخمیش کرده باشی.

اما چه سخت است، چه تلخ است، حال آن پیرمرد شیر فروش، قلب شکسته آن کارگر ساده، آن انسان مظلوم که میبیند، که میفهمد که درک می کند ولی کاری جز سکوت نمی تواند بکند. حالا یکه تازی کن. دیر نیست که گردش ایام تو را در خود کشد. آن روز تو هم باعث خنده و سرگرمی دیگران می شوی.

ایمان چگونیان

3 آذرماه 1396


 
 
← صفحه بعد